راهنمایی یا تقلب   

      تا حالا برای خرید لب تاپ به مراکز فروش رایانه معارجه کردید؟اگر رفته باشید با کلی اطلاعات روبرو میشوید که درک آنها برای کسانی که سررشته از رایانه ندارند و یا آنکه کار آنها در رابطه با رایانه نیست مقداری مشکل است . طبق روال خرید هرجنس وقتی که اطلاعات تخصصی نداریم با مشورت گرفتن از فروشنده ها نسبت به خرید اقدام میکنیم. چندی پیش برای خرید یک عدد لب تاپ به مراکز رایانه تهران مراجعه کردم و مدلی را که 2 هفته درمورد آن از طریق اینترنت تحقیق کرده بودم رامیخواستم خریداری کنم. اما این مدل در بازار موجود نبود و با استفاده از راهنمایی هایی که از طریق بروشورهایی که فروشنده ها دراختیار خریدار میگذاشتند مدلی را انتخاب کرده که دارای مشخصات مورد نظر بود  . باز فروشنده محترم گفت که این مدل در بازار نیست و جایگزین آن مدلی دیگر است. من از فروشنده پرسیدم که مشخصات این مدل جدید چه میباشد و ایشان هم با قاطعیت گفتند دقیقا همان مشخصاتی است که در برگه برای آن مدل نوشته شده است. از چند فروشگاه دیگر هم سوال کردم و همین جواب را گرفتم. تصمیم به خرید مدل مربوطه را گرفته و فروشنده پس از دریافت پول جعبه لب تاپ مورد نظر را آورد و آکبند آن را باز کرد و روشن نمود. منهم جعبه و ظاهر لب تاپ را بررسی کردم که ضربه نخورده باشد. دستگاه سالم بود و به خانه برگشته تا سیستم عامل بر روی آن نسب کنم. اما دریغا که پس از نصب سیستم عامل دیدم که این مدل یک سری از مشخصاتی که اینجانب خواستار آن بودم را دارا نیست. با فروشگاه تماس گرفته و قضیه را گفنم ایشان هم در کمال قاطعیت گفتند مشخصاتی که شما میگویید جز" مشخصات دیگر"”others”  میباشد و منظور ما مشخصات اصلی دستگاه است که یکی میباشد.هرچه من گفتم حرف شما معنی نداردشما این مشخصات را ارائه کردید اما ایشان زیر بار نرفتند. حال خود قضاوت کنید که آیا این کار اسمش کلاهبرداری و قلب در فروش نیست؟

مشخصات مورد نظر من                                                            جنس ارائه شده

مدل Acer 5732zg                                                      Acer   5738zg            

2.2 core duo                                                     2.2 core duo            CPU

3                                                                         3                    RAM

320                                                                       320                  HDD

15.6                                                                       15.6                 LCD

Ati4570 (512)                                                      Ati4570 (512)         VGA

Wifi/web                                     Wifi/web/modem/bt/hdmi      other

 

نام فروشگاه آذرتحلیل نماینده رسمی شرکتهای الماس و سازگار ارقام و امرتات  

www.azartahlil.com

 

ایا این رفتار فروشنده این حس را در شما القا نمی کند که ایشان فقط درفکر فروختن جنس هستند؟؟

کمی مشتری مدار باشیم

لینک
پنجشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٩ - احمد

   یک صبح یک سلام   

.....سلام به مردم فهیم ، نجیب و صبور ایران

 

 

این جمله ای هست که تقریبا هر روز صبح توسط خانم مجری محترم برنامه یک صبح یک سلام شبکه جوان ادا می شود

هر چی کردم که این مطلب رو ننویسم نشد

 

خانم محترم به قول قدیمی ها به هر کسی بتونیم دروغ بگیم و سرش و شیره بمالیم ، خودمونو که نمیتونیم گول بزنیم الان خدمتتون عرض میکنم

 

نجیب= اصیل ، شریف ، خوش گوهر ، گرامی  

کلمه ای که شاید مدتهاست معنی آن در ذهن ما ایرانیها فراموش شده نجابت ما تبدیل شده به بی اصالتی و بی شرفی و بد نهادی

 

ایستادن جنس مونث در کنار خیابان جهت سوار شدن به تاکسی یا اتوبوس که نتیجه آن ترمز زدن ده ها ماشین برای سوار کردن ایشان  و ایجاد ترافیک حالا به  چه نیتی الله اعلم ، شایدم از نجابت زیاد ما ایرانیهاست که نمیتونیم ببینم ناموس مردم کنار خیابان معطل باشه ...

 استفاده از کلمات خارجی در محاوره و فخر فروشی به خاطر چند تا سفر خارجی که رفتیم و اینکه در فلان جای شهر زندگی میکنیم و و و  .... حالا اگه ته طرف و در بیاری  معلوم نیست مال کجاست و اگه از گذشته مملکتش بپرسی نمیدونه مثلا قائم مقام فراهانی کی بوده و کلنل پسیان چیکاره .... شایدم این هم از اصالت ما ایرانی ها سرچشمه میگیره که فقط مرغ همسایه غازه...

 

تا میری خرید کنی یا یه چیزی از کسی میخوای به هزار آیه و پیغمبر قسم میخوره که راست می گه اینم از خوش گوهری ماست....

 

 

 

فهیم=صاحب فهم ، دانا

 

 

آی ار علم ما از هر چی بگی سر در میاریم و نظر میدیم حالا اگه ازش بپرسی میدونی تو مملکتت چه خبره ، دارن غارتش میکنن ، سرمایه هاش به باد داره میره و.... میزنه به صحرای کربلا و شیر آب انبار رو به شیر کربلا ربط میده

فهم و درک ما رو میشه از رانندگی هامون ، رفتارامون تو ادارات و استفاده از گوشی همراه تو محیط های عمومی و رعایت کردن حقوق همسایگی و ..... فهمید

 

صبور= بردبار ، شکیبنده

 

این یکی شاید یکم راجبمون صدق کنه اونم به خاطر اینکه ماها خیلی به قضا قدر اعتقاد داریم و هر چیزی که برامون اتفاق می افته رو مشیت الهی میدونیم و فراموش کردیم که ما از روح خدا  جان گرفته ایم و او در وجود ما چیزی به اسم عقل قرارداده که راه درست رو انتخاب کنیم و ولی ای داد بیداد که تفکر نکردن و بی اعتنا بودن رو اسمش رو گذاشتیم صبر، البته یه عده قلیلی هم که حالیشونه نمیتونن چیزی بگن چرا که

بردار کنند منصور را که انالحق گفت

لینک
شنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٧ - احمد

   گزافه گويی در دين   

قرآن, سوره ۵, آیه ۷۷

"بگو اى اهل كتاب در دين خود بناحق گزافه‏گويى نكنيد و از پى هوسهاى گروهى كه پيش از اين گمراه گشتند و بسيارى [از مردم] را گمراه كردند و [خود] از راه راست منحرف شدند نرويد"

قرآن, سوره ۴, آیه ۱۷۱

"اى اهل كتاب در دين خود غلو مكنيد و در باره خدا جز [سخن] درست مگوييد…"

دو آیه بالا از آیات جالبی هستند که در زندگی روزمره ما با کمی توجه مصداقهای بسیاری پیدا می کنند. خیلی مواقع گزافه گوییهایی که در دین می شوند مثل معجزاتی که به آدمهای مختلف نسبت داده می شوند, بی ضرر به نظر می رسند و در نگاه اول بی تاثیر روی کل دین. ولی متاسفانه بعضی از این غلوها به قدری با مهارت طراحی شده اند که در دراز مدت روی اعتقادات خیلها تاثیر می گذارند. برای اینکه این موضوع کاملا آشکار شود, با چند مثال بحث را آغاز می کنیم.ش

ابتدا به سه مثال بسیار ساده ولی معروف می پر دازیم که اثبات نادرستی آنها ساده می باشد:ش

مثال اول, اعجاز در طبیعت

ادعا: در مزرعه ای در آلمان, شاخه های درخت به صورت لا اله الا الله در آمده اند. خیلی از مردم آلمان با دیدن این منظره مسلمان شده اند.ش

La ilaha illallah written in branches    

واقعیت: دکتر الخودری یک هنرمند مسلمان است که در دانشگاه المنصوری مصر به طبابت هم مشغول است. این عکس یکی از کارهای هنری اوست.ش

مثال دوم, اعجاز در بدن انسان

ادعا: شکل لوله های هوا در شش انسان به صورت لا اله الا الله محمد رسول اله خوانده می شود. این عکس با دقت بسیار بالا توسط کامپیوتر گرفته شده است.ش

La ilaha illallah written in human lung

واقعیت: عکس دیگری از کارهای هنری دکتر الخودری.ش

مثال سوم, اعجاز در اکتشافات جدید

ادعا: در صحرایی در عربستان, دانشمندان بقایای یک اسکلت عظیم انسان را کشف کرده اند. دانشمندان معتقدند که این انسان متعلق به قوم عاد بوده که در قرآن ذکر شده است. این کشف اثبات درستی قرآن کریم است.ش

giant human skleton

واقعیت: این عکس برنده جایزه سوم مسابقه فوتوشاپ در یک وبسایت است. عکس اولیه متعلق به یک حفاری در آمریکا است که بعدا عکس اسکلت با نرم افزار به آن اضافه شده است.ش

مثال بعدی احتیاج به دقت بیشتری برای تشخیص دارد

مثال چهارم, کد نوزده در قرآن

قرآن, سوره ۷۴, آيات ۳۰,۳۱

ش"[و] بر آن [دوزخ] نوزده [نگهبان] است. و ما موكلان آتش را جز فرشتگان نگردانيديم و شماره آنها را جز آزمايشى براى كسانى كه كافر شده‏اند قرار نداديم تا آنان كه اهل كتابند يقين به هم رسانند و ايمان كسانى كه ايمان آورده‏اند افزون گردد و آنان كه كتاب به ايشان داده شده و [نيز] مؤمنان به شك نيفتند و تا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و كافران بگويند خدا از اين وصف‏كردن چه چيزى را اراده كرده است اين گونه خدا هر كه را بخواهد بيراه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى كند و [شماره] سپاهيان پروردگارت را جز او نمى‏داند و اين [آيات] جز تذكارى براى بشر نيست "ش

در سال ۱۹۷۸, شخصی به نام رشاد خلیفه, نتیجه تحقیقات آماری خود بر قرآن را منتشر کرد. بر اساس دو آیه بالا, او معتقد بود که قرآن دارای یک کد پنهان نوزده است. برای نمونه, تعداد سوره های قرآن ۱۱۴ است که مضربی از نوزده است. بسم الله الرحمن الرحیم که در اول سوره های قرآن می آید, دارای نوزده حرف است. اولین وحی به پیامبر دارای نوزده کلمه است. آخرین سوره نازل شده بر پیامبر یعنی سوره نصر, دارای نوزده کلمه است و اولین آیه در سوره نصر هم نوزده حرف دارد. تمامی این اطلاعات در نگاه اول بسیار جذاب و قابل قبول می آید. ولی حقیقت این است که هر کسی می تواند در هر متنی به دنبال یک طرح و الگوی ریاضی بگردد. رشاد خلیفه در واقع به قدری به کد نوزده معتقد بود, که می خواست هر چیزی در قرآن را در این فرمت بگنجاند. یکی از این موارد تعداد آیات قرآن بود. تعداد آیات قرآن کریم ۶۳۴۸ است. و این عدد به نوزده قابل قسمت نیست. این شاید می توانست خط بطلانی باشد بر نظریه کد نوزده در قرآن. ولی در کمال تعجب, رشاد خلیفه اعلام کرد که دو آیه آخر سوره توبه جزو قرآن نیست و باید از قرآن حذف شود. با حذف این دو آیه, تعدادآیات قرآن ۶۳۴۶ می شود که به نوزده قابل قسمت می شود. این شاید یک مثال جالب از حالتی باشد که غلو کردن در دین باعث گمراهی شده است.ش

مثال پنجم, معجزات پیامبر

در قرآن به روشنی از پیامبر به عنوان بک بشر عادی یاد شده است که به او وحی می شود (۴۱:۶). در واقع خداوند قرآن راتنها معجزه پیامبر عنوان می کند مثلا در ۲۸:۴۸, ۱۷:۵۹, ۱۷:۹۰-۹۳, ۶:۸ ش
یکی از دلایل این امر این است که معجزه آخرین پیامبر باید برای همه نسلهای بعد از او باشد وبه زمان وابسته نباشد. ولی با اینکه به روشنی قرآن می گوید: "گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند", باز هم برای پیامبر صدها معجزه ذکر می شود. مثلا جاری شدن آب از لای انگشتان ایشان برای سیراب ساختن یارانشان و یا احترام سنگها به پیامبر وقتی ایشان از کنارشان می گذشتند. بیان این مطالب ازجانب کسانی که اعجاز قرآن را درک نکرده اند , به عنوان راه حلی است تا اعتقادات سست خود را استحکام ببخشند.ش

واقعیت این است که عنوان این مطالب معمولا از جانب دو گروه مردم است: اول عده ای ساده اندیش که دنباله رو نظرات دیگران هستند. گروه دوم اما کسانی هستندکه معتقد هستند برای پیشبرد دین و گسترش اسلام می توان دروغ گفت و به دین شاخ و برگ داد. هر دو این گروه ولی در یک چیز مشترکند: هر دو از قرآن بهره ای نبرده اند. اگر در حقیقت برده بودند, به نشر و گسترش تنها معجزه پیامبر می پرداختند.

لینک
شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٦ - احمد

   نامه عمر به يزدگرد سوم ساساني و پاسخ يزدگرد به آن   

-

يك سند تاريخي

ايران ما

پاسخ يزدگرد به عمر مي باشد. نسخه اصلي اين نامه ها در موزه لندن نگهداري مي شود. زمان نگاشته شدن اين نامه ها مربوط مي

شود به پس از جنگ قادسيه و پيش از جنگ نهاوند كه حدوداً چهار ماه به طول انجاميد .

از عمر بن الخطاب خليفه مسلمين به يزدگرد سوم شاهنشاه پارس

يزدگرد، من آينده روشني براي تو و ملت تو نمي بينم مگر اينكه پيشنهاد مرا بپذيري و با من بيعت

كني. تو سابقا بر نصف جهان حكم مي راندي ولي اكنون كه سپاهيان تو در خطوط مقدم شكست

خورده اند و ملت تو در حال فروپاشي است. من به تو راهي را پيشنهاد مي كنم تا جانت را نجات دهي.

شروع كن به پرستش خداي واحد، به يكتا پرستي، به عبادت خداي يكتا كه همه چيزرا او آفريده.

ما براي تو و براي تمام جهان پيام او را آورده ايم، او كه خداي راستين است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده كه آنها نيز از پرستش آتش كه خطاست دست

بكشند، بما بپيوند الله اكبر را پرستش كن كه خداي راستين است و خالق جهان.

الله را عبادت كن و اسلام را بعنوان راه رستگاري بپذير. به راه كفر آميز خود پايان بده و اسلام

بياور و الله اكبر را منجي خود بدان.

با اين كار زندگي خودت را نجات بده و صلح را براي پارسيان بدست آر. اگر بهترين انتخاب را مي

خواهي براي عجم ها ( لقبي كه عربها به پارسيان مي دادند بعمني كودن و لال) انجام دهي با من بيعت

كن.

الله اكبر

خليفه مسلمين

عمربن الخطاب

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمينهاي پرشمار، شاه آريايي ها و غير آريايي ها، شاه

پارسيان و نژادهاي ديگر از جمله عربها، شاه فرمانروايي پارس، يزدگرد سوم ساساني به

عمربن الخطاب خليفه تازيان

( لقبي كه پارسيان به عربها مي دهند به معني سگ شكاري )

به نام اهورا مزدا آفريننده زندگي و خرد

تو در نامه ات نوشته اي مي خواهي ما را به راه راست هدايت كني، به راه خداي راستينت، الله اكبر،

بدون اينكه هيچگونه آگاهي داشته باشي كه ما كه هستيم و چه را مي پرستيم.

اين بسيار شگفت انگيز است كه تو لقب فرمانرواي عربها را براي خودت غصب كرده اي. آگاهي و

دانش تو نسبت به امور دنيا به همان اندازه عربهاي پست و مزخرف گو و سرگردان در بيابانهاي

عربستان و انسانهاي عقب مانده بيابان گرد است.

مردك، تو به من پيشنهاد مي كني كه خداوند يكتا را بپرستم در حاليكه نمي داني هزاران سال است

كه ايرانيان خداوند يكتا را مي پرستند و روزي پنج بار به درگاه او نماز مي خوانند. هزاران سال

است كه در ايران، سرزمين فرهنگ و هنر اين رويه زندگي روزمره ماست.

زمانيكه ما داشتيم مهرباني و كردار نيك را در جهان مي پرورانديم و پرچم پندار نيك، گفتار نيك،

كردار نيك را در دستهايمان به اهتزاز درمي آورديم تو و پدران تو داشتند سوسمار ميخوردند و

دخترانتان را زنده بگور مي كرديد.

شما تازيان كه دم از الله مي زنيد براي آفريده هاي خدا هيچ ارزشي قائل نيستيد ، شما فرزندان خدا

را گردن مي زنيد، اسراي جنگي را مي كشيد، به زنها تجاوز مي كنيد، دختران خود را زنده به گور

مي كنيد، به كاروانها شبيخون مي زنيد، دسته دسته مردم را مي كشيد، زنان مردم را ميدزديد و اموال

آنها را سرقت مي كنيد. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام اين اعمال شيطاني را كه شما

انجام مي دهيد محكوم مي كنيم. حال با اينهمه اعمال قبيح كه انجام مي دهيد چگونه مي خواهيد به ما

درس خداشناسي بدهيد؟

تو بمن مي گويي از پرستش آتش دست بردارم، ما ايرانيان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور

خورشيد و گرمي آتش مي بينيم. نور و گرماي خورشيد و آتش ما را قادر مي سازد كه نور حقيقت

را ببينيم و قلبهايمان براي نزديكي به خالق و به همنوع گرم شود. اين بما كمك مي كند تا با

همديگر مهربانتر باشيم و اين نور اهورايي را در اعماق قلبمان روشن مي سازد.

خداي ما اهورا مزداست و اين بسيار شگفت انگيز است كه شما تازه او را كشف كرده ايد و نام الله را

بر روي آن گذارده ايد. اما ما و شما در يك سطح و مرتبه نيستيم، ما بههمنوع كمك مي كنيم ، ما

عشق را در ميان آدميان قسمت مي كنيم، ما پندار نيك را در بين انسانها ترويج مي كنيم، ما هزاران

سال است كه فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ هاي ديگر بر روي زمين مي گسترانيم

، در حاليكه شما به نام الله به سرزمينهاي ديگر حمله مي كنيد، مردم را دسته دسته قتل عام مي كنيد،

آيا الله به شما دستور داده قتل كنيد، غارت كنيد و ويران كنيد؟

يا اينكه پيروان الله به نام او اين كارها را انجام مي دهند؟ و يا هردو؟

شما مي خواهيد عشق به خدا را با نظامي گري و قدرت شمشير هايتان به مردم ياد بدهيد. شما بيابان

گردهاي وحشي مي خواهيد به ملت متمدني مثل ما درس خداشناسي بدهيد. ما هزاران سال فرهنگ و

تمدن در پشت سر خود داريم، تو بجز نظامي گري، وحشي گري، قتل و جنايت چه چيزي را به

ارتش عربها ياد داده اي؟ چه دانش و علمي را به مسلمانان ياد داده اي كه حالا اصرار داري به غير

مسلمانان نيز ياد بدهي؟ چه دانش و فرهنگي را از الله ات آموخته اي كه اكنون مي خواهي به زور

به ديگران هم بياموزي؟

افسوس و اي افسوس ... كه ارتش پارسيان ما از ارتش شما شكست خورد و حالا مردم ما مجبورند

همان خداي خودشان را اين بار با نام الله پرستش كنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولي اينكار با

زور شمشير بايد عربي نماز بخوانند چون گويا الله شما فقط عربي مي فهمد.

من پيشنهاد مي كنم كه تو و همدستانت به همان بيابانهايي كه سابقا عادت داشتيد در آن زندگي كنيد

برگرديد. آنها را برگردان به همان جايي كه عادت داشتيد جلوي آفتاب از گرما بسوزند، به همان

زندگي قبيله اي ، به همان سوسمار خوردن ها و شير شتر نوشيدنها.

من تو را نهي نمي كنم از اينكه اين دسته هاي دزد را ( ارتش تازيان) در سرزمين آباد ما رها كني ،

در شهر هاي متمدن ما و در ميان ملت پاكيزه ما.

اين چهار پايان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام كنند، زنان و فرزندان ما را بربايند، به

زنهاي ما تجاوز كنند و دخترانمان را به كنيزي به مكه بفرستند. نگذار اين جنايات را به نام الله

انجام دهند، به اين كارهاي جنايتكارانه پايان بده.

آريايها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهاي پاك به هر كجا كه بروند تخم دوستي، عشق ،

آگاهي و حقيقت را خواهند كاشت بنابراين آنها تو و مردم تو را بخاطر اين كارهاي جنايتكارانه

مجازات نخواهند كرد.

من از تو مي خواهم كه با الله اكبرت در همان بيابانهاي عربستان بماني و به شهرهاي آباد و متمدن ما

نزديك نشوي ، بخاطر عقايد ترسناكت و بخاطر خوي وحشي گريت.

- آنچه براي آگاهي هم وطنان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به يزدگرد سوم ساساني و
لینک
شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٥ - احمد

   ما شدم   

پاییز

فصل زیبای عاشقی

فصل رنگارنگ

و برای من ابن پاییز زیبا ترین پاییزهاست چرا که بعد از سالها گمشده ام را یافتم

و چندیست که باهم راه زندگی را می پیماییم

 و چه زیباست با هم بودن

لذت مستی اش را هیچ شرابی ندارد

رویای شیرینش در هیچ حوابی

...............

لینک
چهارشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٥ - احمد

       

آقا به سايت دوستيابی کاملا فارسی بيايد عضو شويد

http://www.rawana.com

جای باحاليه

لینک
یکشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٤ - احمد

       

اگر به خواهش من در دم اعتنا نشود

سزاست ديگر اگر يادي از خدا نشود

كسي زكار فروبسته ام گره نگشود

كه آنچنان گره افكندي كه وانشود!

اميد خلق ستم ديده روز محشر توست

كه ضامن است اگرمحشري به پانشود؟!

بگو به ساده دلان روزن اميدي نيست

كه عمرشان هدر خواندن دعا نشود

به هيچ معجزه اي اعتماد ممكن نيست

بسا كه دگر باره اژدها عصا نشود

م . ع 

لینک
چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٤ - احمد

       

خدایا به مستی عاشقان قسم

قسم به غم عاشقان

شبا هتگام که روم به عرش الهی

گویم دردهای عاشقان

زبانم پیش ذات الهی گوید راز دل شکستگان

پرسی زمن

که از کجا دانی این همه راز

گویم به تو که من

شدم گوش دل دادگان

از این جماعت هرکس که رسید

گفت راز خویش بامن

با هرکه سخن گفتم

باز گفت درد خویش را

هرکس در دل غمی دارد

هرکه راز ناگفته ای دارد

آخر خدایا من با که گویم راز خویش را

دبگر خسته ام

نیازمندم

که آید کسی

با اوبگویم دردخویش را

ولی باز هم نه

گویم که این کفر است

عاشق خسته نیست

عاشق هنوز هم گوش شنواست

باز هم بگویید راز خود را

که من باید این بار را تنها تا ابد به دوش کشم

فریاد می زنم خدایا

فقط تو

تورا به یاری می طلبم

که تنها تورا توان یاری من است

خدایا                                                     28 فروردین 2564

 

لینک
یکشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٤ - احمد

   آدم های بزرگ   

......

- شما چرا براي من دل مي سوزانيد؟!

-فرزند من، براي اينکه هنوز هم بايد چيز بياموزيد.

-چه چيزهايي بايد بياموزم؟

-احساست آدم هاي بزرگ ... رحم، مروت ، دلسوزي و تفاهم. تنها چيزي که شما مي دانيد ... يعني تا حالا فهميده و دريافته ايد عشق است و نفرت.

.....

وقتي اين نوشته رو تو کتاب "جنايت خفته " نوشته آگاتا کريستي خوندم ديدم اين نويسنده 311 صفحه داستان رو شايد براي فهماندن همين جمله نوشته باشد به راستي آدمهاي کوچک غير از نفرت و عشق چيزي رو بلد نيستند باشد که ماها بزرگ بشيم

لینک
شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳ - احمد

   مهمانی خاک   

تو از باريدن برف برايم گفتي، اما من مي گويم که زمين شکافته است

دل من خون مي گريد

من مي گويم تو آمدي با تمام وجود،

وجودي سرشار از آنچه به آن معبود مي گويند

تو مالا مال از عبادت هستي

شب و روز برايم غريبه بود، زندگيم بي قراري

براي آن لحظه که معبودم را در آغوش کشم

تو به مهماني ستاره ها رفته بودي ، ولي من مي دانم به مهماني خاک خواهم رفت

نه ، رفته ام

خاکي سرد ، خاکي که همه از آن شکل گرفته ايم

در قعر قبر سنگبن دلم ، آنجا که عشق را به فراموشي سپرده بودم در شامگاهي سرد، در زير سنگيني سنگ ، شکافت ، باريکه اي نور به اين گور تابيد

نوري که آتشش جهان را خواهد سوزاند

در فشار قبر ، در زير خروارها خاک برخواستم،

با دستاني لرزان از نااميدي ، خاک ها را کنار زدم

نگاهم را به آسمان دوختم

نگاه ديده هايم ناديده شد

چرا که وجود تو دنيا را فراگرفته بود

گرماي عشق پاک تو ، تمامي برف ها را آب نموده بود

دلم مي خواست برف بودم و در گرماي تو ذوب شوم، ار آن بالاتر بخار شوم م به آن بالا ها ، در کنار تو بيايم

ولي افسوس

من سنگي بيش نبودم ولي گرماي تو چنان بود که دل سنگ مرا هم آب کرد

و حالا اينجا نشسته ام

به آن اميد که دوباره بيايي

به آن اميد که گرماي تو که مرا از آغوش ظلماني خاک بيرون کشيد، دوباره بر من بتابد

نرا رشد دهد و دراين راه برايم راهبر باشد

نمي دانم  کي، و چگونه با تو خواهم بود

ولي اگر خودت را درکنار ندارم ،يادت، گرماي دستنات ، عطر وجودت هست

به اميد آن روز و با آروزي اينکه باشم و وجودت ذوب نمايم

 

لینک
دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳ - احمد